...
در این قضایاى اهانت به امام راحل (رضوان اللَّه علیه)، مردم ما عصبانى
شدند، خشمگین شدند؛ حق هم دارند. اعلام برائت كردند، جا هم داشت، خوب هم
بود؛ لكن آرامششان را حفظ كنند. از دانشجوها هم ما همین درخواست را
داریم: آرامش را حفظ كنید. این كسانى كه در مقابل شما قرار دارند، اینها
كسانى نیستند كه ریشهاى داشته باشند، بتوانند بمانند، بتوانند در مقابل
عظمت این ملت و عظمت این انقلاب، مقاومت كنند؛ نه. با آرامش؛ همه كار با
آرامش. اگر یك وقتى لازم بشود، خود مسئولین، خود قانون و حافظان قانون،
آنچه كه وظیفهشان باشد، انجام میدهند.
ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات خواهران و برادران نمازگزار، زینپس به جای واژهٔ نامأنوسِ «مصلی امام خمینی» بگوئیم و بنویسیم و بخوانیم:
اینم نگم رو دلم میمونه:
- صلوات به روح پرفتوحِ شرکت یوپیج که 2 روز تمامِ سرورش از کار افتاده و لاجرم «خانه کتاب اشا» هم بالا نمیاد.
چندماهی است که دوباره، محمد مایلیکهن خبرساز شده و رسانههای مختلف، هرکس به طریقی دربارهاش میگوید و مینویسد. ظاهر ماجرا، صدور بیانیه از سوی مایلیکهن، علیه برخی از مربّیان و ورزشکاران مملکت است. خب، خیلیها گزیده شدهاند و خیلیها اعتراض کردهاند. اینروزها هم رسانهها نقش سرزنشکننده را برای مایلی دارند، نه حامی یا حتا ناصح.
محمد مایلیکهن، بچهمسلمانِ ورزشکاران و مربیان این مملکت است. بله، قبول دارم که «سیاست» ندارد و این هم از سادگی او است. مایلیکهن، مربّی دورهای از تیم ملی فوتبال این مملکت است که از جمله خاطرهانگیزترین دورهها است. او اگرچه اسطوره نیست، ادای اسطورهها را هم نخواسته در بیاورد، اما نیمهاسطورهای است که برای خیلیها، دوستداشتنی است.
مایلی اگر کمی «پدرسوختهگی» در ذاتش بود، چیزی میشد در حد فلانی، مربی فلان تیم موفق لیگ برتری که اول حرفش «بسم الله» دارد و توی حرفش هزارجور دروغ و لجن. مایلی، میتوانسته مثل فلانی باشد، عکس «آقا» را بگیرد توی دستش و ادای بچهمسلمانها را دربیاورد، اما خیلی زود بشود یکی از کلفتترین آدمهای این مملکت که از سوراخ هیچچاهی رد نمیشوند و از صدقهسریِ عکس رهبر و اسم رهبر، هر نانی میخورند. مایلی از این حضرات، به مراتب بچهمسلمانتر است، اما صداقت دارد و اهلِ باندبازی و نمایش و سوءاستفاده نبوده.
امروز، اگر پیچ تلویزیون را باز میکنی، یا روزنامه را ورق میزنی یا رادیو را روشن میکنی و مدام میبینی یکعده دارند از مایلیکهن و رفتارش بد میگویند، بدان که اینها دلسوز نیستند. اینها، همانهایی هستند که باحرفهای مایلی مشکل دارند و حرفهای مایلی یکجایشان را میآزرد.
کاش مایلی کمی سیاست داشت و میدانست چطور حرف بزند...
اما حالا که سیاست ندارد، زنده باد صداقت مایلی...
زنده باد همهٔ کسانی که به واسطه عدالتخواهیشان منفور و مغضوبند.
توضیح: من اهلِ ادبیات و کتابم و با سیاست بیگانه. اما، از آنجا که فرمود: سیاست ما عین دیانت ما است و بالعکس، گاهی سائل میشویم! منشأ سؤال هم «شک» است. شک هم از ابزارِ دینداری. خلاصه که یعنی من همان ریشوییام که بودم.
چندشب پیش، اخبار از سفر رسمی نخستوزیر ترکیه به آمریکا خبر داد. یکدفعه برق از کلهام پرید. فکری شدم که مگر همین بابا نبود که چندماه قبل، سر ماجرای جنگ غزه هیکل اسرائیل و آمریکا رو با بیه یکی کرد؟ چطور حالا دعوت رسمی شده به آمریکا؟
بعد همینطور فکر کردم، دیدم ترکیه و لبنان و سوریه و کشورهای سیبزمینیِ عربی، همهشان گاه و بیگاه علیه اسرائیل و آمریکا حرفی میزنند یا پای بیانیهای امضایی میاندازند؛ با اینحال، هیچوقت هیچکس متعرضشان نمیشود، یقهشان را نمیگیرد، توی سخنرانی در دانشگاهِ فلان و زمین ورزشیِ بهمان و مراسم افتتاحِ توالت عمومی در محلهٔ فلانِ آمریکا یا اسرائیل یا انگلیس یا هرکشور غربی و به اصطلاح «مستکبر» دیگر، مردم و دولت و بزرگانش را به باد فحش نمیگیرند و «محور شرارت» یا «مانع صلح خاورمیانه» نمیخوانندشان. خب، این کمی مشکوک نیست؟ خون ترکیه و نخستوزیرش از خون ایران و رئیسجمهورش که رنگینتر نیست، هست؟ پس لابد قضیه از جای دیگری آب میخورد.
به نظر شما از کجا؟
من فکر میکنم این بلاها که سرمان میآید، بیشتر از ضعفِ دیپلماسی ما است. من اهلِ سیاست نیستم، تنها تحلیلی روزنامهای میکنم و میگذرم... از نوع عوامانهاش شاید. اما هر عقل سلیمی، با کنار هم گذاشتن اظهارات «اردوغان» بعد از جنگ غزه و چرندهای بیمایه و بیخطرِ رؤسای مجلس و جمهور ایران بعد از آن جنایت وحشیانه، میفهمد که بارِ کدام برای اسرائیل و آمریکا بیشتر بود و کدامیک آبروی این دولتها را در افکار عمومی بیشتر ضایع کرد. با این حساب، چرا مناسبات سیاسی و اقتصادی و... ترکیه یا کشورهای مشابهاش، با غرب مختل نمیشود. چرا ترکیه تحریم نیست؟ چرا ترکیه محورت شرارت خوانده نمیشود؟
چرا؟
واقعاً چرا؟
یعنی فقط دولت جمهوری اسلامی ایران است که در سراسر گیتی و اعصار و قرون، مقابل آمریکا ایستاده و باج سیبیل به غرب نداده و گردنکج نکرده؟
یعنی همهٔ هزینههایی که دولت و ملّت دارند میدهند، زیرِ سر آمریکا و اسرائیل و صهیونیزمِ بینالملل است یا آنکه دارند ما را از لولوهای سرخرمن میترسانند و اشتباهات و ضعفهای دیپلماسی و گافهایی که در مجامع بینالمللی میدهند را میگذارند پای آنها؟ هان؟
سؤال من جدی است! رفقا دوبارهٔ بنای فحش برندارند لطفاً.
ضمناً رجوع به ماجرای هستهای اخیر و مرور اخبار و سیرِ به بنبست رسیدنش هم کمک میکند بهتر دیپلماسی ایرانی را بشناسیم.
همین دیگر.
آقای فیلترکُن! نشستهای و دم به دقیقه میلباکس ملت را فـ(یل)تر میکنی که چیبشود؟ به خیالت مملکت را نجات میدهی با این کار؟ نخیر آقا! آنکه میخواهد خلافی بکند، با فی یا بی فی، کارش را پیش میبرد. محتاج آی.اس.پی تو نیست که. این وسط چهارتا مثلِ منِ اهلِ دایلآپ پشت در بستهٔ جیمیلش میماند... از کار فرداش میماند... از کار پس فرداش میماند... چندتا فحش خار و خاشاک هم حوالهٔ روح پرفتوحت میکند که انشاءالله یا سرعقل بیایی و بفهمی 30 سال ندانمکاری و فقدان تربیت و تعلیم و ایجاد فکر را با فی ل -تر نمیتواند جبران کرد؛ یا بروی... سر عقل بیایی. اه.
مفتخرم به اطلاع حضرات بلاگر برسانم، تریلیاوت، نه تنها در ویندوز ویستا کار میکند، بلکه در ویندوز 7 هم کار میکند. دوستانی که بلد نیستند از این نرمافزار در ویندوزهای نسخهٔ بالاتر از ایکس.پی استفاده کنند، لطفاً ندانستن و نتوانستنشان را به پایِ تری لی اوت نگذارند. آره داداش.
تری لی اوت را بشناسید
حسام، هرچه بود، در پست قبلیاش، حرف دلش را نوشت. با نام خودش. و منتشرش کرد، تا دیگران بدانند، حسام، مجیزگوی مجلس و فحاشِ در غیاب نیست. حالا بپرسیم از دوستانی که روی پست قبلی نظر دادهاند. از چه میترسند؟ آنکه انگ خورد، من بودم، نه آنها. پس چرا نامشان را میپوشانند؟
رهبری، با عوامل سریال یوسف پیامبر دیدار کرد.
این، مسئله مهم مملکت است؟ یوسف پیامبر شاهکار مملکت است؟ کسی هست جوابی بدهد؟ این یعنی چی؟ یعنی چی دیدار کرد؟ دیدار کرد که چی بشود؟
پینوشت: رفقای عزیزی که به خاطر این چندجمله ما را کردن اهانتگر و عوضی و بیهمهچیز و از خدا بیخبر، بد نیست صفحه آخر امروز روزنامه جوان، ستون سمت راست را بخوانند. (1388/09/10)