کـارِ هرطرفی که باشد، به عقیدهٔ من، «لشگرکشی خیابانی» نماد و نمودِ دموکراسی -خواه از نوع اسلامیاش، خواه لائیکش- نیست. دموکراسیطلبانی که بخواهند با به خیابان ریختن «قانون» را اجرا کنند، معلوم است چقدر حقیرانه دروغ میبافند و «دموکراسیِ برحق»ی که بخواهد با نشان دادنِ عِده هواخواهانش روی دشمن را کم کند، معلوم است چقدر بیتدبیر است.
من، با راهپیماییِ روز چهارشنبه موافق نیستم و در آن شرکت نکردم. با این همه، وقتی سیل انبوه جمعیتی را دیدم که به خاطر چیزی فراتر از «جمهوری اسلامی» به خیابان آمده بودند و به «حرمتشکنیِ» عاشورای حضرت خون خدا واکنش نشان میدادند؛ وظیفهٔ خبریام را انجام دادم و از آن نوشتم و گفتم. اما، راستش را بخواهید، من موافقِ لشگرکشی نیستم.
لشگرکشی -از سوی هرکسی که باشد- نشان میدهد که دموکراسی را نشناختهاند و راهِ عقلانیت را نمیشناسند و نمیتوانند از بسترِ گفتگو و شیوهٔ عقلانیت مشکلات را حل کنند. حالا این از سمتِ هرکسی که باشد، خطا است.
به عقیدهٔ من، هم آنکسی که با «قانون» لج میکند و از پس چندین ماه، خود را محق چیزی میداند که حقش نیست به راه خطا رفته و علیرغم گفتهها و شعارهایش عمل کرده، و هم نظامِ بزرگِ جمهوری اسلامی راه برخورد با مردم -هرچند معترض- را غلط انتخاب کرده است.
آنچه امروز ما میکشیم و در خیابانها میبینیم، حاصلِ بیتدبیریِ هر دو طرف (در درجهٔ اول) و خودخواهیشان است. هر دو طرف، خود را چنان برحق میدانند که مجوزِ تکفیر دیگری را صادر میکنند. هر دوطرف چنان خود را بر حق میدانند که طرف مقابل را «یزید» و «عامل موساد» خطاب میکنند و خودشان را «حسین» و «حسینی» میشمارند.
وقتی کار به «لشگرکشی خیابانی» کشید، طبیعتاً مملکت روی آرامش نمیبیند. امروز، بچههای ساده و معصومِ انقلاب به خیابان میریزند و علیهِ دشمن (و کسانی که به عنوان «دشمن» بهشان معرفی کردهاند) شعار میدهند و فردا، طرفی که ملغمهای است از «فریبخوردههای سادهدل»، «دشمنان قسم خورده دین» و «بزن بهادرها» میریزد تا روی آنطرفیها را کم کند و بالعکس.
و بگذارید «تقدس کاذب» برای هیچطرفی نسازیم و صادقانه بپذیریم که در هر دو طرف، نادانها و احمقها بسیارند و خواسته و ناخواسته دارند آرامش کشور را میگیرند. و بپذیریم، حکومت جمهوری اسلامی، در زمانی که میتوانست راهِ «نرمش» و «گفتگو» را برای برخورد با مردمش برگزیند، از «تهدید» استفاده کرد و متأسفانه خود، مسبب این وضع شد و به دشمنانی مثل «بیبیسی» که بوقِ انگلستان است فرصت داد تا دوستانی را از ما بگیرد و بسیاری را به حکومتِ برساخته بر انقلابِ عزیزمان، بدبین کند...
راه را اشتباه رفتیم.
هرکس میتواند و هرقدر میتواند، به تبدیل این فضای زمخت و آزرنده به فضایی نرم کمک کند... بسمالله.
تبلیغات