یکشنبه 25 مرداد 1388  06:24 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: وب‌نوشت ،

فکرِ رفتن نکن. برای تو، هیچ‌کس مثل من نیست.

   


نظرات()   
شنبه 24 مرداد 1388  10:58 ق.ظ    ویرایش: شنبه 24 مرداد 1388 11:06 ق.ظ
نوع مطلب: وب‌نوشت ،



هر نظری دربارهٔ حزب‌اللهی‌ها دارید فرقی ندارد. این، یک دعوت عمومی‌ست از هر کس که صفحه‌ای در وب دارد. اگر موضوعِ «حزب‌اللهی‌ها و ژورنالیسم» برای‌تان خنده‌دار است، یا اگر دغدغه‌تان است، این دعوت برای شما است. همراه ما می‌شوید؟


   


نظرات()   
جمعه 23 مرداد 1388  05:29 ب.ظ    ویرایش: - -

کم‌تر از دو ماه است که صفحهٔ «خانه کتاب اشا» در فرندفید را راه ‌انداخته‌ام. تا حالا، 122 عضو دارد که گاه و بی‌گاه دربارهٔ کتاب‌های دوست‌داشتنی‌شان چیزکی می‌نویسند یا تصویری به اشتراک می‌گذارند. گرچه به هنگام عضویت هریک از این 122 نفر، بهشان خوش‌آمد گفته‌ام، اما چه می‌شود اگر از این‌جا هم بگویم که سپاس‌گزارشان هستم؟
امروز هم، تم صفحهٔ خانه کتاب اشا در فرندفید را بومی‌سازی! کردم و شد این:

نشانی خانه کتاب اشا در فرندفید هم این است: friendfeed.com/ashabookhouse

   


نظرات()   
پنجشنبه 22 مرداد 1388  07:36 ب.ظ    ویرایش: پنجشنبه 22 مرداد 1388 07:45 ب.ظ

من و حامد طالبی، دو جور آدم متفاوتیم که اگر از صدمتری چشم‌ تو چشم بشویم، حال جفت‌مان به هم می‌ریزد. کلا یکی-دو بار هم‌صحبت شدیم و چندبار -اتفاقا- یک‌جا بوده‌ایم و از دور دیده‌ایم همدیگر را.
به خصوص محض خاطر قلم مزخرفش، نگاه دوست‌نداشتنی‌اش و رفتار مسخره‌اش، هیچ ارادتی به هم نداریم و این، از همان یکی-دو برخورد، برای هر دوی ما تثبیت شده. اما، ما جماعت ریشو، گوشت هم را بخوریم، استخوان هم را دور نمی‌ریزیم. این یک اصل است برای ما. اصلا نفرتِ‌ خیلی‌ها از ما، به همین دلیل است.
امشب، دیدم کسی، جایی اسم حامد طالبی را آورده بود. در کامنت‌ها، دو نفر که یکی‌شان را خوب می‌شناسم،‌ آمده بودند و فحش‌های رکیک نوشته بودند. خب، محض خاطر آن نامحترمه که چندی‌ست...؛ باید بگویم که آن فحش، بخورد توی سر خودت. اگر بنا است کسی به حامد طالبی فحش بدهد، منِ ریشو هستم که اگر چیزی بهش می‌گویم، از سر دوستی است، نه از سر «سوزی»
و این‌جا است که باید گفت: بگوئید، بگوئید، من که می‌دانم کجایتان می‌سوزد.
والسلام  

   


نظرات()   
سه شنبه 20 مرداد 1388  05:16 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: وب‌نوشت ،

دیدمت دنیا. حالا کاری نداریم با هم. بیا مثل دو تا بچه‌ٔ آدم،‌ هرکدام‌مان برود پی کارش. چه می‌خواهیم از جان هم؟ نه من دیگری انتظار و آرزویی برایم مانده، نه تو اهل اجابت و اکرامی. هرجور حساب کنی، آب ما توی یک جوی نمی‌رود. تا همین جا هم که بوده‌ایم با هم، اشتباه بوده. بیا طلاقت را بگیر و برو پی مرد زندگی‌ات. من مرد زندگی تو نیستم. اصلاً مرد نیستم. برو و خوش باش.
من هم بروم لای تنهایی خودم
توی تاریکی
جایی که صدایی نشنوم
نوری نبینم
تصویری به چشمم نیاید
حتا هوا هم نباشد
بلکه زمان هم نباشد
من باشم و من
حتاتر خدا هم نباشد!

   


نظرات()   
دوشنبه 19 مرداد 1388  04:13 ب.ظ    ویرایش: دوشنبه 19 مرداد 1388 04:19 ب.ظ
نوع مطلب: وب‌نوشت ،

خدای روزی رسان! نکنه تو هم عینِ بابام، نوشتن را کار حساب نمی‌کنی؟

   


نظرات()   
یکشنبه 18 مرداد 1388  06:34 ق.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: وب‌نوشت ،

من -هم- محمد قوچانی را می‌ستایم. اگر اختیاری داشتم، امروز نه تنها محبوس نبود، بلکه همه‌ چیز برای ادامهٔ کارش مهیا می‌شد.

محمد قوچانی از معدود روزنامه‌نگارانِ ایرانی‌ست که در هر چهارچوبی می‌گنجد. یک روز علیه هاشمی می‌نویسد و هزینه می‌پردازد، روز دیگر برای هاشمی می‌نویسد و هزینه می‌پردازد. چنین کسی را نباید محبوس کرد. اگر اختیاری داشتم، مسؤولیت پرتیراژترین روزنامهٔ کشور را به او می‌سپردم، بهترن امکانات را برایش فراهم می‌کردم و در عوض، نتیجهٔ دلخواهم را پیش پیش تعیین می‌کردم....[ادامهٔ یادداشت در خانه کتاب اشا]

   


نظرات()   
پنجشنبه 15 مرداد 1388  08:34 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: وب‌نوشت ،

خسته‌ام از هرچه حرفِ آلوده به سیاست است. این چند روز اخیر، همه‌اش خواسته‌ام ساکت باشم و نگاه کنم و بگذارم مملکت و مردم روی آرامِ دنیا را ببینند. خواسته‌ام که هرجا کسی -ناجوانمردانه- حرف ناحق می‌زند، سکوت کنم تا مردم کمی از آشوبِ آش شعله قلم‌کار رسانه‌ها دور باشند. اما چقدر می‌شود ساکت ماند؟
بعد از مراسم تحلیف ریاست جمهوری، همه‌هایی که هنوز نتوانسته‌اند یک دلیل برای ادعای «تقلب»شان بیاورند، ادعا کردند که «مقامات» مملکت دور «رهبر» را خالی کرده‌اند و مدام تصویر مربوط به مراسم تحلیف را شاهد مثال می‌آوردند برای حرف‌شان.
امیدوارم دوستان‌مان حساب سرانگشتی بلند باشند.
ببینید رفقا، در مراسم تحلیف سال 84 (که عکسش را برای مقایسه می‌آورید) 8 مقام کشوری همراه رهبر بودند. چه کسانی؟ رئیس جمهور دولت هشتم، رئیس جمهور منتخب، رئیس مجلس خبرگان، رئیس قوه قضائیه، رئیس مجلس شورای اسلامی، رئیس قوهٔ قضائیه، دبیر شورای نگهبان و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام. حالا بیائید ساده مقایسه کنیم با امسال:
رئیس مجمع تشخیص و خبرگان رهبری، یک‌نفرند که غایب جلسه تحلیف بوده است.
رئیس جمهور منتخب و رئیس جمهور دولت قبل هم که یک نفر بوده‌ و حاضر.
رؤسای قوهٔ قضائیه و قوهٔ مقننه هم که حاضر بوده‌اند.
دبیر شورای نگهبان هم حاضر بوده است.
این وسط، تنها غایب، آقای هاشمی بوده که دو منصب داشته.
حالا بگوئید، چند نفر در جلسه نبوده‌اند؟ اگر بلدید با انگشت حساب کنید، لطفا دیگر حرف مفت نزنید.

   


نظرات()   
  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   

پاکت‌ها