فکرِ رفتن نکن. برای تو، هیچکس مثل من نیست.
کمتر از دو ماه است که صفحهٔ «خانه کتاب اشا» در فرندفید را راه انداختهام. تا حالا، 122 عضو دارد که گاه و بیگاه دربارهٔ کتابهای دوستداشتنیشان چیزکی مینویسند یا تصویری به اشتراک میگذارند. گرچه به هنگام عضویت هریک از این 122 نفر، بهشان خوشآمد گفتهام، اما چه میشود اگر از اینجا هم بگویم که سپاسگزارشان هستم؟
امروز هم، تم صفحهٔ خانه کتاب اشا در فرندفید را بومیسازی! کردم و شد این:
من و حامد طالبی، دو جور آدم متفاوتیم که اگر از صدمتری چشم تو چشم بشویم، حال جفتمان به هم میریزد. کلا یکی-دو بار همصحبت شدیم و چندبار -اتفاقا- یکجا بودهایم و از دور دیدهایم همدیگر را.
به خصوص محض خاطر قلم مزخرفش، نگاه دوستنداشتنیاش و رفتار مسخرهاش، هیچ ارادتی به هم نداریم و این، از همان یکی-دو برخورد، برای هر دوی ما تثبیت شده. اما، ما جماعت ریشو، گوشت هم را بخوریم، استخوان هم را دور نمیریزیم. این یک اصل است برای ما. اصلا نفرتِ خیلیها از ما، به همین دلیل است.
امشب، دیدم کسی، جایی اسم حامد طالبی را آورده بود. در کامنتها، دو نفر که یکیشان را خوب میشناسم، آمده بودند و فحشهای رکیک نوشته بودند. خب، محض خاطر آن نامحترمه که چندیست...؛ باید بگویم که آن فحش، بخورد توی سر خودت. اگر بنا است کسی به حامد طالبی فحش بدهد، منِ ریشو هستم که اگر چیزی بهش میگویم، از سر دوستی است، نه از سر «سوزی»
و اینجا است که باید گفت: بگوئید، بگوئید، من که میدانم کجایتان میسوزد.
والسلام
من هم بروم لای تنهایی خودم
توی تاریکی
جایی که صدایی نشنوم
نوری نبینم
تصویری به چشمم نیاید
حتا هوا هم نباشد
بلکه زمان هم نباشد
من باشم و من
حتاتر خدا هم نباشد!
خدای روزی رسان! نکنه تو هم عینِ بابام، نوشتن را کار حساب نمیکنی؟
محمد قوچانی از معدود روزنامهنگارانِ ایرانیست که در هر چهارچوبی میگنجد. یک روز علیه هاشمی مینویسد و هزینه میپردازد، روز دیگر برای هاشمی مینویسد و هزینه میپردازد. چنین کسی را نباید محبوس کرد. اگر اختیاری داشتم، مسؤولیت پرتیراژترین روزنامهٔ کشور را به او میسپردم، بهترن امکانات را برایش فراهم میکردم و در عوض، نتیجهٔ دلخواهم را پیش پیش تعیین میکردم....[ادامهٔ یادداشت در خانه کتاب اشا]
من -هم- محمد قوچانی را میستایم. اگر اختیاری داشتم، امروز نه تنها محبوس نبود، بلکه همه چیز برای ادامهٔ کارش مهیا میشد.
بعد از مراسم تحلیف ریاست جمهوری، همههایی که هنوز نتوانستهاند یک دلیل برای ادعای «تقلب»شان بیاورند، ادعا کردند که «مقامات» مملکت دور «رهبر» را خالی کردهاند و مدام تصویر مربوط به مراسم تحلیف را شاهد مثال میآوردند برای حرفشان.
امیدوارم دوستانمان حساب سرانگشتی بلند باشند.
ببینید رفقا، در مراسم تحلیف سال 84 (که عکسش را برای مقایسه میآورید) 8 مقام کشوری همراه رهبر بودند. چه کسانی؟ رئیس جمهور دولت هشتم، رئیس جمهور منتخب، رئیس مجلس خبرگان، رئیس قوه قضائیه، رئیس مجلس شورای اسلامی، رئیس قوهٔ قضائیه، دبیر شورای نگهبان و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام. حالا بیائید ساده مقایسه کنیم با امسال:
رئیس مجمع تشخیص و خبرگان رهبری، یکنفرند که غایب جلسه تحلیف بوده است.
رئیس جمهور منتخب و رئیس جمهور دولت قبل هم که یک نفر بوده و حاضر.
رؤسای قوهٔ قضائیه و قوهٔ مقننه هم که حاضر بودهاند.
دبیر شورای نگهبان هم حاضر بوده است.
این وسط، تنها غایب، آقای هاشمی بوده که دو منصب داشته.
حالا بگوئید، چند نفر در جلسه نبودهاند؟ اگر بلدید با انگشت حساب کنید، لطفا دیگر حرف مفت نزنید.